به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ هر ساله در ۳۱ مه، جامعه جهانی به مناسبت روز جهانی بدون دخانیات، یک صدا علیه مصرف دخانیات و آسیبهای مرگبار آن قیام میکند. سازمان جهانی بهداشت (WHO) این روز را فرصتی برای اطلاعرسانی و ترویج اقدامات مؤثر برای کاهش مصرف دخانیات و نجات جان انسانها اعلام کرده است .
در سال ۲۰۲۶، شعار این روز، «افشای فریب» (Unmasking the Appeal) است. این شعار، با نگاهی هشدارآمیز، تاکتیکهای جدید صنعت دخانیات برای فریب دادن نسل جوان را هدف قرار داده است. شرکتهای بزرگ دخانی، با تولید محصولات جایگزین مانند سیگارهای الکترونیکی، کیسههای نیکوتینی و دستگاههای حاوی نیکوتین مصنوعی، چهره صنعت خود را تغییر دادهاند. ادعاهای گمراهکنندهای مانند «کمخطرتر بودن» یا «ابزار کمک به ترک»، در کنار بستهبندیهای براق و طعمهای میوهای و شیرین، این محصولات را به اشتباه برای کودکان و نوجوانان جذاب و بیخطر جلوه میدهد .
آمارهای هشداردهنده؛ نسلی که در محاصره دخانیات است
آمارهای جهانی و منطقهای تصویر نگرانکنندهای را نشان میدهند. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که حداقل ۴۰ میلیون نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله در جهان، در حال حاضر از محصولات دخانی استفاده میکنند . این رقم شامل ۲۰ میلیون نوجوان سیگاری و ۱۰ میلیون مصرفکننده بیدود است .
در منطقه اروپا که الگویی برای بسیاری از روندهای جهانی است، شیوع مصرف سیگارهای الکترونیکی در میان نوجوانان ۱۴.۳ درصد است که در برخی کشورها تا ۵ برابر بیشتر از بزرگسالان گزارش میشود . این بدان معناست که نوجوانان در هر ۱۰ ثانیه، یک نفر به جمع مصرفکنندگان محصولات جدید نیکوتینی اضافه میشوند.
صنعت دخانیات؛ فراتر از سیگارهای سنتی
استراتژی جدید صنعت دخانیات، بر دو محور اصلی استوار است:
۱. جذابیتهای حسی: استفاده از هزاران طعم مختلف (از میوهای تا شکلاتی) در محصولات، آنها را از طعم تلخ و آزاردهنده سیگار سنتی جدا کرده و به یک "خوراکی" جذاب برای کودکان تبدیل میکند .
۲. حضور در فضای مجازی: بازاریابی گسترده این محصولات در شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها، که محصولات جدید را به عنوان یک "اکسسوری" مدرن و نماد بلوغ اجتماعی معرفی میکنند .
دکتر «وینایاک پراساد»، رئیس واحد کنترل دخانیات WHO، هشدار میدهد: «طعمها، بستهبندیهای براق و بازاریابی فریبنده، محصولات بسیار اعتیادآور و مضر را به چیزی خوشآیند و مد روز تبدیل کردهاند. نتیجه این روند، چرخهای از اعتیاد است که سالها تلاش برای کنترل دخانیات را تهدید میکند» .
ایران؛ چالشها و واقعیتهای میدانی
در ایران نیز وضعیت مصرف دخانیات، فراتر از سیگارهای سنتی، با چالشهای جدیدی مواجه شده است. بر اساس یک مطالعه علمی منتشر شده در سال ۲۰۲۵، شیوع مصرف دخانیات در کشور ۱۴.۱ درصد (۲۵.۲ درصد در مردان و ۴ درصد در زنان) تخمین زده شده است . این آمار نشاندهنده وجود چندین میلیون مصرفکننده در کشور است که بار مالی و بهداشتی سنگینی را بر سیستم درمان تحمیل میکنند.
این مطالعه که توسط مرکز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده، موانع اصلی کنترل دخانیات در ایران را ضعف در اجرای قوانین، عدم هماهنگی بینبخشی، قاچاق گسترده محصولات دخانی و مهمتر از همه، نفوذ صنعت دخانیات در فرآیندهای تصمیمگیری و قانونگذاری عنوان کرده است .
نکته نگرانکننده دیگر، مصرف بالای قلیان در میان نوجوانان و جوانان است. در برخی استانهای غربی و شرقی کشور، الگوهای مصرف پیچیدهتر شده و انواع محصولات بیدود (اسمگ) نیز رواج یافته است . همچنین، مصرف سیگار در مناطق روستایی و در بین اقشار کمدرآمد، به دلیل دسترسی به محصولات قاچاق و ارزانقیمت، بیشتر از مناطق برخوردار شهری است .
اقدام لازم است، نه ادعا
در حالی که جهان به دنبال افشای تاکتیکهای فریبنده صنعت دخانیات است، اقدامات عملی، بهویژه در کشور ما باید چند جهتگیری اساسی داشته باشد:
۱. افزایش مالیات بر محصولات دخانی: یکی از مؤثرترین راهکارهای جهانی برای کاهش مصرف، افزایش قیمت از طریق مالیات است .
۲. ممنوعیت کامل تبلیغات: باید قوانین ممنوعیت تبلیغات، بهویژه در فضای مجازی و رسانههای اجتماعی که مخاطب اصلی آن نوجوانان هستند، بهطور کامل و بدون نقص اجرا شود .
۳. بستهبندی ساده و هشدارهای تصویری: قوانین مربوط به هشدارهای بزرگ و ترسناک روی پاکتها باید بهروزرسانی و اعمال شوند .
۴. حمایت از ترک اعتیاد: دسترسی آسان و کمهزینه به خدمات مشاوره و داروهای ترک اعتیاد در سراسر کشور باید فراهم شود .
جمعبندی
۳۱ مه، روز جهانی بدون دخانیات، یادآور این حقیقت است که صنعت دخانیات هر روز با پوشیدن لباس جدید (فناوری، طعم، طراحی و بازاریابی دیجیتال) تلاش میکند سلامت ما را با اعتیاد به گروگان بگیرد. «افشای فریب» این صنعت نه یک شعار، که یک ضرورت برای حفظ سلامت نسل آینده است.
برای شکستن این چرخه اعتیاد، آگاهی عمومی، قوانین بازدارنده و حمایت اجتماعی سه رکن اصلی هستند. جامعه مدنی و دولت باید با هم افزایی، از نوجوانان در برابر این هجوم سنگین و هدفمند محافظت کنند و آنها را به شهروندانی آگاه و مسئول در برابر سلامت خود و جامعه تبدیل کنند.